الفيض الكاشاني

مقدمه 53

مجموعة رسائل ( فارسى )

مخلوقات است و مقصد اقصى از آفرينش انسان بلوغ اوست به كمال ، و رسيدن او به حضرت ذو الجلال . پس بايد كه هميشه در عالَم كاملى از اين نوع باشد و الّا وجود عالَم بىغايت و بىثمره مىشود و اين باعث خرابى عالم است و فناى ساير اولاد بنى آدم ، پس ناچار است خلايق را دائماً از وجود پيشواى كامل كه حافظ شرع باشد و هادى عباد و ناظر امور معاش و معاد و باعث معمورىِ قُرى و بلاد و دافع ظلم و فساد : « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ » « 1 » بلكه سبب وجود آسمان و زمين و علّت هستى موجودات بالا و پايين . غَرض تويى زوجود همه جهان وَر نَه * لَما تَكَوَّنَ في الْكَوْنِ كاينٌ لَو لاكَ پس در هر عصر كه آفتاب نبوّت و رسالت طالع است نور امامت از چهره و جَبين نبىّ آن عصر لامع است . و در ساير اعصار آن منصب تعلّق به وصىّ منصوصٌ عليه او دارد يا وصىّ وصىّ و همچنين تا عصر نبىّ ديگر « 2 » و سلسلهء نبوّت و وصايت از براى تحقّق رسالت و امامت متّصل است تا روز قيامت . بى حجّت حقّ كار جهان راست نيايد * پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت « 3 » و اوصيا با انبيا در ولايت شريكند و كتاب و شريعت ايشان را نزديكند « 4 » ،

--> ( 1 ) - الرّعد : 7 . : « همانا تو بيم كننده‌اى و بَس ، و هر گروهى را راهنمايى است » . ( 2 ) - در نسخهء دانشگاه ( 4371 ) : « و همچنين تا عصرى ديگر » . ( 3 ) - اين مصرع مربوط به ديوان حافظ است ، و مصرع اول را نيافتم . و از آنجا كه در نسخه‌اى قبل از بيت ، شاعر را « فيضى » معرّفى كرده ، احتمال مىرود كه سراينده يا خود مؤلّف معروف به « فيضى كاشى » يا شاعرى ديگر به نام « فيضى هندى » باشد . ( 4 ) - در نسخه‌اى : « تريكند » .